تشويش و اضطراب، محصول شكست و نوميدي است و آدمي هميشه در گريز از آن بوده و درصدد رسيدن به آرامش است و صد البته كه زماني آرامش حاصل مي‌شود كه اميد پديد آمده باشد، عرفان ديني آدمي را به توكل بر خدا و اعتماد به او فرامي‌خواند و يكتا اميدي را كه هرگز به نوميدي نمي‌انجامد در اميد واقعي به خدا مي‌داند. ياد خدا، چنان اميدي در دل ذاكران پديد مي‌آورد كه تشويش را از وجودشان زدوده و ريشه‌كن مي‌سازد، از اين رو در فرهنگ عرفاني ديني، آرامش واقعي در سايه ذكر خدا حاصل مي‌شود، چنان‌كه خداوند مي‌فرمايد:

الا بذكر الله تطمئن القلوب

هان! فقط به ياد خدا دل‌ها آرامش مي‌يابد.

عرفان ديني، اضطراب و تشويش را معلول غفلت از خدا و توجه به دنيا مي‌داند. دنيا با چهره‌هاي جذابي كه بر آدمي عرضه مي‌كند، هر دم دل را به سويي فرامي‌خواند و همين دعوت‌هاي گوناگون و مطلوب‌هاي ناپايدار است كه تشويش مي‌زايد و آرامش از دل مي‌زدايد. با قطع تعلق از چهره‌هاي دنيا و روي كردن به حرم امن الاهي است كه دل، آرام مي‌گيرد.