دکارت» می گوید: «من فکر می کنم، پس هستم».  او با این جمله معروف و پرمعنی این پیام را یاد آور می شود که اگر انسان از فکر و اندیشه ی خود استفاده نکند زندگی نمی کند و فقط زنده است.
ما آن کسی هستیم که فکر ماست، سربلندی و سقوط ما نتیجه ی افکار و اندیشه های ماست. زندگی امروز نتیجه تفکر دیروز ،و فکر امروز، زندگی فردای ما را خواهد ساخت. بنابراین زندگی ما ساخته و پرداخته ی افکار ماست.
در برابر فکر و اندیشه فقط دو راه وجود دارد.  یا باید رئیس فکر خویش باشیم یعنی کنترل افکار خود را بدست گیریم و یا اسیر فکر خود بوده و این اختیار و کنترل را بدست او بسپاریم.
تجربه نشان داده است که فکر انسان بهترین خدمتگزار و در عین حال بدترین ارباب است.  اگر او را بصورت شایسته ای تعلیم و تربیت کنیم می توان از این منبع سرشار از نیرو و ا نرژی بیشترین بهره ها را گرفت و اگر او را بحال خود رها کنیم می توانیم زندگی خود را به تباهی و سیه روزی سوق دهیم.
Emerson می گوید «اعمال شما محصول بذری است که در فکر خود می کارید، عادات شما محصول اعمال تکراری شماست، رفتار شما محصول عادات شما و بالاخره رفتار شما سرنوشت زندگی شما را تعیین خواهد کرد.
کالسکه ای را در نظر  بگیرید که چند اسب آن را هدایت می کنند.  اگر خود را به کالسکه تشبیه کنید، اسب ها افکار شما خواهند بود.  اگر کنترل اسب ها بدست شما نباشد، اسب کالسکه را به هر سمت و جهتی می توانند بکشانند.