بهره گیری از خلاقیت
.
اکثراً افرادی که مطلق گرا هستند و همه چیز را سیاه و یا سفید می بینند، از فکر و اندیشه گریزانند یا مسائل را از بیرون بدون چون و چرا وارد کرده و یا این که با خیال پردازی ها، تصوراتی در مغز خود می پرورانند که جنبه ی واقع بینانه ی چندانی ندارد. فکر و اندیشه بر خلاف خیال پردازی یک پروسه است. شما مسئله ای را در مغز خود طرح کرده و آن را تجزیه تحلیل می کنید، کمبود و کاستی ها و موارد مثبت و منفی آن را مورد بررسی قرار داده و از آن نتیجه می گیرید.
خیال پردازی شبیه یک فیلم سینمائی است که از روبروی دریچه ی فکری شما که کنترلی هم روی آن ندارید می گذرد. شما فقط نقش یک تماشاچی را در آن دارید و تحت تأثیر آن قرار می گیرید. در پروسه فکری، شما نقش کارگردان را دارید و می توانید در ساختن این فیلم نقش تعیین کننده ای را ایفا کنید.
خیال پردازی نه تنها ما را به قضاوت های غیر واقع بینانه گرفتار می کند، بلکه ما را از خود شناسائی و واقعیات زندگی دور می کند. در عوض تفکر و اندیشه، ما را بخود شناسائی نزدیک می کند. چرا که انسان با فکر و اندیشه به توانمندی ها و نکات ضعف خود آشنا شده و در بهبود آن ها سعی و تلاش های لازم را بعمل خواهد آورد.
انسان از نادر مخلوقاتی است که بصورت متوسط از حداقل ظرفیت فکری خود بهره می گیرد. طبق پژوهش های ارائه داده شده ،انسان ها بطور متوسط بیش از پنج در صد ظرفیت فکری خود استفاده نمی کنند. اگر قرار بود که این پنج درصد کافی باشد و انسان را به یک زندگی شاد و راحتی برساند،نیاز به داشتن 20 برابر ظرفیت فکری نبود. اگر دست های ما با یک انگشت می توانست نیازهای خود را بر آورده کند، احتیاج به داشتن 10 انگشت نداشتیم.
چرا خیلی از ما از ظرفیت های فکری خود به اندازه ی کافی استفاده نمی کنیم؟ آیا نمی دانیم چگونه با این منبع سرشار از انرژی رابطه برقرار کنیم، یا اینکه زیاد به این رابطه اهمیت نمی دهیم.
طبق آمارهای بدست آمده، یکی از عللی که انسان ها روزانه ده ها هزار سلول مغزی از دست می دهند، عدم استفاده کافی از ظرفیت مغزی و فکری آن ها می باشد.
تعجب آور نیست که امراضی همانند Alzimer و Parkinson بصورت فزاینده ای در جوامع پدیدار می شود. زمانی که فکر به حالت غیر فعال و خفتگی هدایت شود، انسان از یک موجود خلاق به یک موجود غیرخلاق تبدیل می شود. فکر او و مغز او یک منبع وارداتی شده و آماده پذیرش هر چیزی خواهد شد. این عمل انسان را در بیگانگی نسبت به خود تقویت می کند و باعث می شود که سر نخ زندگی از دست او خارج شود.
برای تقویت فکر و اندیشه چه بهتر که انسان از خود شروع کرده و هر روز مدتی را برای ارزیابی کارهای خود اختصاص بدهد. رفتار و اعمال روزانه خود را مورد بررسی قرار داده و توانمندی ها و نکات ضعف را بصورت واقع گرایانه تجزبه و تحلیل کند. از اشتباهات خود بدون سرزنش بخود یاد گرفته و آن ها را سر مشقی برای آینده بسازد. فراموش نکنیم که از اشتباهات است که می آموزیم. فقط اشتباهات را نباید تکرار کنیم.
وقت گذاشتن برای خود، انسان را به صورت قابل ملاحظه ای به خود شناسایی نزدیک می کند و به او امکان می دهد که در بهبودی و بهزیستی زندگی خود قدم های پر اهمیتی بر دارد. به او اعتماد نفس داده و او را وا می دارد که سرنوشت زندگی خود را رأساً در دست گیرد و برای آینده اش با اندیشه و تفکر تصمیم بگیرد .....(برگرفته از کنفرانس دکتر محمد شیخ ٬ کالیفرنیا جنوبی - لس آنجلس- آمریکا)......عکس حاصل خلاقیت گلکاران هلندی است .
اکثراً افرادی که مطلق گرا هستند و همه چیز را سیاه و یا سفید می بینند، از فکر و اندیشه گریزانند یا مسائل را از بیرون بدون چون و چرا وارد کرده و یا این که با خیال پردازی ها، تصوراتی در مغز خود می پرورانند که جنبه ی واقع بینانه ی چندانی ندارد. فکر و اندیشه بر خلاف خیال پردازی یک پروسه است. شما مسئله ای را در مغز خود طرح کرده و آن را تجزیه تحلیل می کنید، کمبود و کاستی ها و موارد مثبت و منفی آن را مورد بررسی قرار داده و از آن نتیجه می گیرید.
خیال پردازی شبیه یک فیلم سینمائی است که از روبروی دریچه ی فکری شما که کنترلی هم روی آن ندارید می گذرد. شما فقط نقش یک تماشاچی را در آن دارید و تحت تأثیر آن قرار می گیرید. در پروسه فکری، شما نقش کارگردان را دارید و می توانید در ساختن این فیلم نقش تعیین کننده ای را ایفا کنید.
خیال پردازی نه تنها ما را به قضاوت های غیر واقع بینانه گرفتار می کند، بلکه ما را از خود شناسائی و واقعیات زندگی دور می کند. در عوض تفکر و اندیشه، ما را بخود شناسائی نزدیک می کند. چرا که انسان با فکر و اندیشه به توانمندی ها و نکات ضعف خود آشنا شده و در بهبود آن ها سعی و تلاش های لازم را بعمل خواهد آورد.
انسان از نادر مخلوقاتی است که بصورت متوسط از حداقل ظرفیت فکری خود بهره می گیرد. طبق پژوهش های ارائه داده شده ،انسان ها بطور متوسط بیش از پنج در صد ظرفیت فکری خود استفاده نمی کنند. اگر قرار بود که این پنج درصد کافی باشد و انسان را به یک زندگی شاد و راحتی برساند،نیاز به داشتن 20 برابر ظرفیت فکری نبود. اگر دست های ما با یک انگشت می توانست نیازهای خود را بر آورده کند، احتیاج به داشتن 10 انگشت نداشتیم.
چرا خیلی از ما از ظرفیت های فکری خود به اندازه ی کافی استفاده نمی کنیم؟ آیا نمی دانیم چگونه با این منبع سرشار از انرژی رابطه برقرار کنیم، یا اینکه زیاد به این رابطه اهمیت نمی دهیم.
طبق آمارهای بدست آمده، یکی از عللی که انسان ها روزانه ده ها هزار سلول مغزی از دست می دهند، عدم استفاده کافی از ظرفیت مغزی و فکری آن ها می باشد.
تعجب آور نیست که امراضی همانند Alzimer و Parkinson بصورت فزاینده ای در جوامع پدیدار می شود. زمانی که فکر به حالت غیر فعال و خفتگی هدایت شود، انسان از یک موجود خلاق به یک موجود غیرخلاق تبدیل می شود. فکر او و مغز او یک منبع وارداتی شده و آماده پذیرش هر چیزی خواهد شد. این عمل انسان را در بیگانگی نسبت به خود تقویت می کند و باعث می شود که سر نخ زندگی از دست او خارج شود.
برای تقویت فکر و اندیشه چه بهتر که انسان از خود شروع کرده و هر روز مدتی را برای ارزیابی کارهای خود اختصاص بدهد. رفتار و اعمال روزانه خود را مورد بررسی قرار داده و توانمندی ها و نکات ضعف را بصورت واقع گرایانه تجزبه و تحلیل کند. از اشتباهات خود بدون سرزنش بخود یاد گرفته و آن ها را سر مشقی برای آینده بسازد. فراموش نکنیم که از اشتباهات است که می آموزیم. فقط اشتباهات را نباید تکرار کنیم.
وقت گذاشتن برای خود، انسان را به صورت قابل ملاحظه ای به خود شناسایی نزدیک می کند و به او امکان می دهد که در بهبودی و بهزیستی زندگی خود قدم های پر اهمیتی بر دارد. به او اعتماد نفس داده و او را وا می دارد که سرنوشت زندگی خود را رأساً در دست گیرد و برای آینده اش با اندیشه و تفکر تصمیم بگیرد .....(برگرفته از کنفرانس دکتر محمد شیخ ٬ کالیفرنیا جنوبی - لس آنجلس- آمریکا)......عکس حاصل خلاقیت گلکاران هلندی است .
+ نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور ۱۳۸۷ ساعت 12:30 توسط محمدرضا نیکنفس کرمانی
|
محمدرضا نیک نفس کرمانی - متولد 1335 - محقق و مدرس علوم باطنی و تندرستی -( سابقه اموزش یوگا , خودهیپنوتیزم , مدیتیشن , تغذیه طبیعی ) از 24 سال پیش در کرمان بَََصورت خصوصى و برگزآرى سمینار ها در سراسر کِشور ....... تلفن تماس و پاسخگویی به سوالات و پیشنهادات 09132956904 ( از ساعت 9 شب به بعد ) هدف از این وبلاگ انتقال اطلاعات و تجربیاتم در زمینه سالم سازی تن وروان است ... آگاهی و آشنایی با خود الهی تان ....درک بصیرت و حکمت بودنتان است .... زندگی شادمانه در لحظه اکنون .... و سرانجام رهایی و پرواز تا اوج آرامش خدایی ست ..... تجربه سکوت وعشق است .